بورد فروش را از روی مرحلهٔ تصمیم مشتری بچینید
فروش با بورد مهندسی فرق دارد. کارت اینجا یک فرصت است، نه یک وظیفهٔ ساخت. اگر ستونها را «تماس، پیگیری، پیشنهاد» بگذارید ولی کسی تعریف نکند پیگیری یعنی چه، هر کارت هفتهها در پیگیری میماند و قیف شلوغ به نظر میرسد.
ستون پیشنهادی برای شروع
- سرنخ تازه، هنوز حرف جدی نشده
- نیاز روشن شده و قرار بعدی معلوم است
- پیشنهاد فرستاده شده و منتظر جواب
- برد یا باخت، با دلیل یکخطی
هر کارت چه داشته باشد
نام مجموعه، قدم بعدی، تاریخ همان قدم، و یک مسئول. مبلغ را اگر جدی است روی کارت بنویسید تا جمع ستون «پیشنهاد» قابلجمع باشد. گفتگوی پراکنده در پیامرسان را خلاصه کنید و لینک یا متن اصلی را پای کارت بگذارید.
باخت را پاک نکنید
ستون باخت آرشیو یادگیری است. بدون دلیل باخت، ماه بعد همان سرنخ را یکی دیگر از نو شروع میکند.
سوالهای رایج
بورد فروش جای نرمافزار تخصصی فروش را میگیرد؟
برای تیم کوچک که قیف پیچیدهای ندارد معمولاً بله. اگر کمیسیون و انبار و فاکتور انبوه دارید، ابزار تخصصی فروش جدا بماند و بورد فقط هماهنگی کار را نشان بدهد.
چند فرصت را یک نفر همزمان داشته باشد؟
به اندازهای که قدم بعدی هر کدام این هفته واقعاً انجام شود. بقیه در ستون سرنخ بمانند.
مدیر فروش باید همه کارتها را روزانه ببیند؟
ستون پیشنهاد و قرارهای همین هفته را بله. سرنخ خام را نه.